خداحافظی با شهرزاد / شهرزاد همیشه در یادهای ما زنده است

shahrzad

مدتها بود که در کامیونیتی ما همه از «شهرزاد» صحبت می کردند. نام او بر زبان همه جاری بود. جوانهای کامیونیتی همه کوشیدند تا برای شهرزاد کاری بکنند. اتفاقا نتیجه هم گرفتند. برای پیوند مغز استخوان شهرزاد، match مناسب پیدا شد. وقتی این خبر منتشر شد، شادی بر دل همه نشست. اما شهرزاد با حریف مهیبی دست و پنجه نرم می کرد.

شهرزاد با اراده اش، نمونه ای برای همه جوانان ما شده بود.

اما حریفی به غول آسایی توفان یخ اخیر تورنتو، بالاخره شهرزاد را از ما گرفت.

اعضای عزیز کامیونیتی ما، در سرما و یخ بی سابقه جنوب انتاریو، پیکر شهرزاد را تا آرامگاه ابدیش همراهی کردند. کاش این زمستان سرد و بی رحم، شهرزاد را از ما نمی گرفت.

پس از مدتها مبارزه با بیماری سرانجام شهرزاد در 22 دسامبر مصادف با اولین روز زمستان 1392 از میان ما رخت بربست.

مراسم خاکسپاری وی روز سه شنبه 24 دسامبر از مسجد امام علی واقع در اسکاربرو آغاز و پیکرش در ساعت 1 بعدازظهر در آرامگاه همیشگی اش در Elgin Mills Cemetery به خاک سپرده شد.

در سرمای 20 درجه زیر صفر بیش از 300 نفر در این مراسم شرکت داشتند.

شهرزاد، شاید از معدود انسان‌هایی بود که به‌رغم بیماری جانکاه و کشنده‌ای که به جانش افتاده بود، با روحیه و اراده‌ای مثال زدنی، با سلاح امید و لبخند به مصاف هیولایی رفت که هر روز جرعه‌ای از شور و نشاط و تراوتش را می‌بلعید، اما او وا نمی‌داد و به هر وسیله و شیوه‌ای می‌خواست هیولا را از تن و جان خود دور کند.

در فرهنگ بسیاری از ما ایرانیان، ابراز رفتارهای هیجانی و دلسوزانه برای افرادی که دچار بیماری‌های مهلک می‌شوند بسیار معمول است و اغلب احساس ترحم و دلسوزی را به نیرو بخشیدن و امید دادن به فرد بیمار ترجیح می‌دهیم. همچنین وادادن و ناامیدی در برابر عادی‌ترین دشواری‌های زندگی هم نزد بسیاری از ما معمول و قابل مشاهده است.

کم نیستند کسانی که در مواجه با مشکلی کوچک چنان زار و ناتوان می‌شوند که انگار زندگی‌شان به پایان رسیده است و هیچ راه خروجی موجود نیست. در چنین شرایطی مشاهده فردی که بیماری سرطان خون به جانش افتاده اما تا آخرین نفس نه تنها امید به زنده ماندن را از دست نمی‌دهد بلکه موجب برانگیختن انگیزه دوست داشتن زندگی در میان دوستان و آشنایان، افرادی ناشناس، یک کامیونیتی و حتی بسیار فراتر از مرزهای جغرافیایی یک کامیونیتی مهاجر می‌شود، پدیده‌ای است ارزشمند و قابل احترام.

نگاهی به همه فعالیت‌های زیبا و بشردوستانه‌ای که در یک سال و چند ماه گذشته، به نام و به انگیزه بهبودی بیماری شهرزاد در تورنتو، شهرهای دیگری که ایرانیان مهاجر زندگی می‌کنند و حتی ایران انجام شد، نشان می‌دهد که نقش و تاثیر ذهن و روحیه با نشاط شهرزاد چقدر مفید و سازنده بود.

شهرزاد بعنوان یک انسان، مانند هزاران انسان دیگری که هر روز در گوشه و کنار جهان قربانی هیولای سرطان و یا بیماری‌های سخت دیگر می‌شوند، تاب نیاورد و بیماری جان او را گرفت و برد. اما این زن جوان و با نشاط رفتار و یاد ارزشمندی از خود به جا گذاشت که جا دارد بسیار به آن توجه شود.

می‌توان با تامل، اندیشیدن و برنامه‌ریزی، نگاه پر از امید و نشاط و علاقه و لبخند به زیبایی‌های زندگی، که در همه تصویرهای به جا مانده از شهرزاد وجود دارد را تبدیل به مدل رفتاری برای صدها و بلکه هزاران جوان ایرانی کرد که به دلیل بی توجهی جمعی ما، در همین کامیونیتی خودمان، در چنبره‌ای از ناامیدی‌ها و بدبینی‌ها و خمودگی‌ها و درخود فرورفتن‌ها و انزوا اسیر و گرفتارند و هر از گاهی خبرهای ناخوشی از وضعیت‌ برخی از آنها دریافت می‌کنیم.

می‌توان به بسیاری از جوان‌های ناامید و خموده دور و برمان نشان داد که مشکلات و موانع سرراه زندگی آنها در برابر چالش بزرگی که شهرزاد در برابر داشت هیچ است. او گرچه ناموفق و ناکام، اما تا آخرین لحظه عمر کوشید بر هیولایی که در تک تک سلول‌های تن‌اش خانه کرده بود بجنگد. بکوشیم «امید و دوست داشتن زندگی» را به حرکتی اجتماعی در حلقه‌های دور و نزدیک خود و کامیونیتی‌مان تبدیل کنیم و ابرهای تیره یاس و ناامیدی را زندگی‌هایمان دور کنیم. نام و یاد شهرزاد به یقین تا سال‌های دور در خاطره جمعی کامیونیتی ایرانی- کانادایی ماندگار خواهد بود.

منبع: سلام تورنتو

 
©2014-All rights reserved-Design and Develop by:Avrin Design
اورین دیزاین: پیشرو در طراحی و مدیریت سایت های اینترنتی جامعه ایرانی کانادا